گمانه زنیها راجع به حمله نظامی آمریکا به مناطق قبایلی پاکستان سرانجام وارد مرحله عملی شد. ایالات متحده آمریکا هنگامیکه دریافت رایزنی و فشارهای سیاسی نمی تواند مقامات پاکستانی را متقاعد به حضور نظامی در خاک این کشور کند، سرانجام تصمیم گرفت بدون اطلاع قبلی و به طور یکجانبه عملیات نظامی خود را علیه شورشیان اسلامگرا درپیش بگیرد. الف: آمریکا چه دلایلی برای حمله نظامی به پاکستان دارد؟ 1- دستگیری و یا کشتن رهبران شورشیان: سران گروههای تروریستی سال 2001 در پی حملات گسترده آمریکا به افغانستان همراه هزاران نفر از نیروهای خود از طریق مرز مشترک این کشور با پاکستان وارد مناطق قبیله ای شدند. به عقیده اکثر مقامات اطلاعاتی و امنیتی، "اسامه بن لادن"، رهبر گروه تروریستی القاعده، که از او به عنوان "لولوء آمریکا" نام برده می شود، به همراه "ایمن الضواهری"، نفر دوم القاعده و "ملامحمد عمر"، سرکرده طالبان، هنوز در خاک پاکستان به سر می برند و از آنجا حملات نظامی به آمریکا و نیروهای متحد در افغانستان را سازماندهی می کنند. 2- ناامیدی از پاکستان در مبارزه با تروریسم: بعد از 11 سپتامبر 2001 پاکستان برای خروج از انزوای سیاسی ناشی از کودتای "پرویز مشرف"، رییس جمهور سابق و جلب حمایتهای مالی و نظامی بین المللی به متحد آمریکا در جنگ با تروریسم تبدیل شد. از آن زمان تاکنون آمریکا بیش از 13 میلیارد دلار کمک مالی به این کشور کرد. اما پس از هفت سال تلاش به بازی دوگانه پاکستان در قبال افراطگرایان پی برده و به همین دلیل تصمیم گرفت تا خود مستقیما واکنش نشان دهد. "آمریکاییها می دانند که پاکستان با سواستفاده از منابع غربی، بزرگترین شبکه های تروریستی را در افغانستان ومناطق قبایلی پاکستان پرورش داده است." (1) "از منظر بوش، پاکستان دیگر یک متحد نیست، بلکه یک منطقه عملیاتی است." (2) 3- تلاش پاکستان بر جلب حمایت قبایل مهم و اصلی: دولت پاکستان از سالها قبل درصدد برآمد تا با مشارکت مردم به خصوص قبایل مهم و اصلی این کشور امنیت را تامین کند. بر همین اساس در سال 2006 تلاش کرد تا معاهده صلح با شورشیان را امضاء کند که در نهایت این تلاش شکست خورد. در سال 2008 هم بعد از روی کار آمدن دولت منتخب "سیدیوسف رضاگیلانی"، نخست وزیر، استراتژی گذشته را در پیش گرفت و این بار با خطاب قراردادن سران و ریش سفیدهای قبایل سعی کرد تا این معاهده را هم بین آنها و هم بین افراطیون به امضاء برساند. این استراتژی برای آمریکا که از طرفی خواهان جنگ با تروریستها و شورشیان است و از طرفی پشت پا زدن پاکستان به اتحاد دو دولت محسوب می شود، قابل پذیرش نیست. به همین دلیل وی برای رسیدن به هدف اصلی خود دست به حمله نظامی به این کشور زد. 4- رهایی از گرداب جنگ در افغانستان: جنگ افغانستان که با شعار "آزادی، دموکراسی و مبارزه با تروریسم" از سوی آمریکا آغاز شد فصل جدیدی را پیش روی نظام جهانی قرار داد که با جنگ آغاز می شود. با کشتار غیر نظامیان گسترش می یابد و در نهایت بدون نتیجه به پایان می رسد. نمونه چنین جنگی بعد از افغانستان در عراق شروع شد. بنا بر آمار ارائه شده تعداد تلفات نیروهای آمریکایی در سال 2008 در افغانستان بیشتر از تجاوز سال 2001 بوده است. علاوه بر این دولت افغانستان قادر به کنترل اوضاع در این کشور به ویژه در پایتخت نیست و حتی در بعضی از مناطق، به دلیل ضعف نظامی و سیاسی و حمایت نکردن مردم، مواضع خود را در جنگ با طالبان از دست داد. 5- تبلیغات انتخاباتی: انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ماههای آینده برگزار می شود. "جرج دبلیو بوش"، رییس جمهور این کشور، در دو ماه باقیمانده از دوران ریاست خود در تلاش است تا موفقیتی در جنگ علیه تروریسم به دست آورد. وی اطمینان دارد که سران القاعده و طالبان در مناطق قبایلی پاکستان حضور دارند به همین دلیل حملات موشکی و زمینی خود را به این کشور آغاز کرد. از طرف دیگر وی نیم نگاهی به موفقیت حزب جمهوریخواه در رقابتهیا انتخاباتی 2008 آمریکا دارد تا بواسطه موفقیت خود در جنگ با تروریسم زمینه موفقیت "جان مک کین"، نامزد مورد حمایت حزب خود، را در این کارزار انتخاباتی فراهم آورد. ب: آیا حمله آمریکا نقض حاکمیت پاکستان محسوب می شود؟ "امروزه در حقوق جامعه بين المللى، قواعد حقوقى بنيادين و برترى وجود دارند که از آنها به "قواعد آمره" تعبير مى کنند و هر قاعده ديگرى که مغاير با آنها باشد، بى اعتبار محسوب مى شود. از جمله اصول قواعده آمره عبارتند از: "اصل منع توسل به زور"، "اصل ممنوعيت تجاوز"، "اصل حق ملتها در تعيين سرنوشت خود" و "اصل احترام به حاکميت، استقلال و تماميت ارضى کشورها". مطابق بند 4 ماده 2 منشور {سازمان ملل}، "کليه اعضا، از تهديد به زور يا استفاده از آن عليه تماميت ارضى يا استقلال سياسى دولتهاى ديگر يا هر روش ديگرى که مغاير با اهداف ملل متحد باشد خوددارى خواهند نمود. مرجع صلاحيتدار براى استفاده از زور، شوراى امنيت سازمان ملل متحد است که مطابق فصل هفتم منشور، صلاحيت دارد احراز کند که رفتار چه کشورى تهديد کننده صلح و امنيت بين المللى است. اين شورا، ابتدا بر اساس فصل ششم منشور، توصيه مى کند که با روشهاى مسالمت آميز، موضوع فيصله يابد، {در غیر اینصورت} بر اساس فصل هفتم منشور، تصميم مى گيرد که از زور استفاده نمايد. در ماده يک قطعنامه "تعريف تجاوز"، مصوب سال 1974 مجمع عمومى سازمان ملل، تجاوز، کاربرد زور عليه تماميت ارضى و حاکميت سياسى هر دولت، تعريف شده است و در ماده دوم اين قطعنامه، هر دولتى که نخستين بار به زور متوسل شود، در اولين نگاه متجاوز محسوب مى گردد. بر اين اساس، چنانچه عمل صورت گرفته مطابق مقررات منشور ملل متحد و قطعنامه تعريف تجاوز، توسل به زور يا تجاوز شمرده شود، چنين عملى "جنايت بين المللى" تلقى مى گردد." (3) باتوجه به آنچه گفته شد حمله موشکی و زمینی آمریکا به مناطق قبایلی پاکستان تجاوز به حاکمیت سرزمینی و استقلال این کشور است و برهمین اساس ""قریشی، وزیر امورخارجه {پاکستان}، در گفتگو با رسانه های خارجی گفت: همه کشورها باید به حق حاکمیت هر کشوری احترام بگذارند". (4) پ: تبعات تجاوز نظامی آمریکا به پاکستان کدامند؟ 1- آواره شدن 20 هزار تبعه پاکستانی: هر جنگی بدون استثناء تعدادی آواره بر روی دستان دولتی که مورد تجاوز قرار گرفته و یا همسایگان آن دولت باقی می گذارد. به جرات می توان گفت یکی از تبعات منفی و ثابت هر جنگی آواره شدن تعدادی از مردم آن سرزمین است. در حمله نظامی آمریکا به افغانستان نیز براساس آمارهای اعلام شده از سوی منابع بین المللی حدود 20 هزار تبعه پاکستانی از مناطق قبایلی به سوی مرزهای شرق افغانستان پناه بردند. "محمد نادر فرهاد، سخنگوی {کمیساریای} عالی سازمان ملل متحد به رادیو آزادی گفت که تاکنون نزدیک به چهار هزار خانواده از مناطق باجور و سایر نقاط سرحدی که در آن جنگ جریان دارد به ولایت {کنور} افغانستان پناهنده شدند". (5) "سازمان عفو بین المللی با انتشار نامه ای خبری اعلام کرد ده ها هزار آواره پاکستانی که در نتیجه درگیریها در مرز پاکستان و افغانستان به شرق افغانستان آمده اند نیاز به کمکهای فوری و انسانی دارند". (6) "Unhcr {نیز} گفت: فقط در دو هفته گذشته متجاوز از 600 خانواده پاکستانی به افغانستان فرار کردند در صورتی که زندگی اکثریت زیادی از آنها به همراه بستگان و دوستانشان در اینجاست". (7) 2- گسترش بیماری وبا: دومین نتیجه منفی و ثابت هر جنگی گسترش بیماریهای واگیردار و کشنده مانند وباست. منطقه سوات با یکصد بیمار مبتلا به وبا از آسیب پذیرترین مناطق پاکستان است. براساس اعلام مقامات بهداشتی محلی حدود 600 مورد مشکوک به ابتلاء به وبا در این منطقه گزارش شده است. 3- تضعیف تلاشهای پاکستان در مقابله با افراطگرایی و ایجاد نظم و امنیت عمومی: "در شش هفته گذشته نیروهای امنیتی پاکستان با حمایت هلی کوپتر، راکت و توپخانه صحرایی، حملات پردامنه ای را به مواضع طالبان در منطقه باجور انجام دادند که در نتیجه آن بیشتر از یکهزار نفر از اعضای طالبان کشته شدند. در ابتدای این درگیریها در حدود 2 تا 3 هزار شبه نظامی در منطقه با جور حضور داشتند، اما در حال حاضر اثری از آنها در این ایالت دیده نمی شود". (8) "افزايش حملات نيروهاي آمريکايي در حالي صورت مي گيرد که {ارتش پاکستان در نتیجه عمليات نظامي در مناطق قبیله ای} به پيشرفت هايي دست يافته است". (9) 4- عزم عمومی مردم در حمایت از دولت: مردم پاکستان که تا پیش از این به دلیل فقدان امنیت، رشد فزاینده تورم، کمبود انرژی و دخالت آمریکا در امور داخلی کشورشان دچار نوعی بدبینی به دولت شده بودند و حتی در برخی مناطق قبایلی تلاشهای دولت برای انعقاد معاهده صلح را نوعی عوامفریبی می دانستند اکنون با تهاجم نظامی آمریکا به کشورشان مصمم به دفاع از سرزمین خود هستند و در واقع تهاجم نظامی آمریکا موجب بیداری و وحدت آنها شده است. "قبایل پاکستان ضمن اعلام حمایت خود از دولت، بر عزم خود برای مقابله با نظامیان متجاوز آمریکایی که از نظر آنها تفاوتی با نیروهای طالبان ندارند، تاکید کردند. (10) "طاهر خان سردبير خبرگزاري پاکستاني ان . ان . آي نيز گفت: در صورتي که حملات نيروهاي آمريکايي ادامه داشته باشد نتايج معکوسي خواهد داشت و خشم قبايل را بر خواهد انگيخت و عمليات نظامي دولت پاکستان عليه شبه نظاميان را پس از موفقيت هاي اخير با شکست مواجه خواهد کرد". (11) 5- تضعیف رییس جمهور و دولت: حمله آمریکا به پاکستان در حالی صورت می گیرد که فقط یک هفته از انتخاب آصفعلی زرداری، به ریاست جمهوری این کشور می گذرد. شاید زرداری تا این حد بدشانس بوده که در دو ماه پایانی دوره ریاست جمهوری بوش به عنوان رییس جمهور پاکستان انتخاب شد. تضعیف زرداری، تضعیف دولت گیلانی است و بدون شک تضعیف دولت تبعات غیرقابل جبرانی در پی دارد. چنانچه دولت مرکزی پاکستان نتواند آمریکا را از ادامه حمله به کشورش منصرف کند، احتمال فروپاشی آن یا از طریق کودتای پنجم نظامی و یا از طریق همین جنگ وجود دارد. یکی دیگر از خطراتی که در صورت فروپاشی دولت غیرنظامی گیلانی، پاکستان را تهدید می کند دسترسی افراطیون مذهبی به سلاحهای هسته ای است. بنابراین حزب مردم که دولت و ریاست جمهوری را در اختیار دارد باید با همکاری گروههای سیاسی و مذهبی وحدت ملی را در این کشور به وجود آورد. "کارشناسان، حمله آمریکا به پاکستان در حالی که تنها یک هفته از انتخاب آصفعلی زرداری به عنوان رییس جمهور پاکستان می گذرد را ضربه ای به جایگاه زرداری می دانند و معتقدند این اقدام کاخ سفید باعث شده، زرداری از ابتدای فعالیت خود از سوی گروههای مخالف به ویژه مسلم لیگ به رهبری نواز شریف بر سر چگونگی رابطه با آمریکا و مبارزه با تروریسم تحت فشار قرار بگیرد". (12) 6- افزایش تلفات نیروهای آمریکایی. 7- اختلاف بین بوش و متحدان وی در افغانستان: "دستور بوش چالشهایی با برخی از همپیمانانش به وجود خواهد آورد که نگران هستند گسترش درگیریها موجب فروپاشی دولت غیرنظامی و ضعیف پاکستان شده و جنگ گسترده ای را برای منطقه رقم بزند." (13) ت: آیا حمله به پاکستان در ریشه کن کردن تروریسم تاثیرگذار است؟ زمانی که بن لادن برای جمع آوری کمکهای مردمی توسط آمریکا به خدمت گرفته شد توانست در 43 کشور اسلامی حدود 35 هزار نیرو جمع آوری کند. بنابراین کسانیکه تحت امر بن لادن درآمدند از یک تا تعداد محدودی از کشورها نیستند. به عبارتی القاعده یک شبکه گسترده و بین المللی تروریستی است که حداقل در 43 کشور فعالیت دارد. بنابراین اگر قرار بود جنگ پایان دهنده عمر القاعده و طالبان باشد، بدون تردید جنگ افغانستان و عراق می توانست این فرصت را در اختیار آمریکا و همپیمانان او قرار دهد. پس جنگ نمی تواند در نابودی این گروهها که خود روزی توسط آمریکا، انگلیس، عربستان و پاکستان متولد شدند، تاثیرگذار باشد. تنها نتیجه جنگ، کشتار مردم غیرنظامی و بیگناه و ویرانی آبادانیهایی است که با زحمت فراوان به دست آمدند. ث: چرا پاکستان از تمامیت ارضی خود دفاع نمی کند؟ حمله آمریکا به مناطق قبایلی پاکستان مسئله تازه ای نست. از ابتدای سال 2008 میلادی تاکنون آمریکا 140 بار به این مناطق حمله کرد که بیش از یکصد غیرنظامی کشته شدند. اما آنچه باعث شده این تهاجمات تا این حد مهم جلوه کنند و محافل سیاسی توجه ویژه ای به آن داشته باشند وضعیت شکننده دولت غیرنظامی پاکستان و نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست. حزب مردم پس از پیروزی در انتخابات 18 فوریه 2008 میلادی پاکستان ابتدا با همکاری حزب مسلم لیگ شاخه نواز شریف دولت ائتلافی را تشکیل داد، اما از آنجاییکه مشرف، رییس جمهور سابق، حلقه اتصال آنها با یکدیگر بود، پس از استعفای وی این ائتلاف از هم گسیخت و حزب نواز شریف از دولت خارج شد. اکنون حزب مردم بدون حمایت حزب مسلم لیگ شاخه نواز که بیشترین تعداد نمایندگان را بعد از حزب مردم در اختیار دارد و حزب مسلم لیگ شاخه قائد اعظم که در گذشته حامیان مشرف بودند، دولت را تشکیل داده است و با توجه به وضعیت سیاسی، اقتصادی و امنیتی پاکستان به نظر می رسد نتواند خواسته های مردمی را برآورده کند. به همین دلیل حمله آمریکا در این شرایط بر وضعیت شکننده دولت حزب مردم بیش از گذشته تاثیر می گذارد. از سوی دیگر تا دو ماه آینده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار و یکی از دو نامزد مطرح این کشور یعنی "باراک اوباما"، نامزد حزب دموکرات و جان مک کین، نامزد حزب جمهوریخواه، به کاخ سفید می روند، بنابراین رویکرد رییس جمهور آینده امریکا به تروریسم و به خصوص پاکستان اهمیت زیادی دارد. مقامات پاکستانی هر چند از تهاجم نظامی آمریکا به سرزمینشان خشمگین به نظر می رسند، اما بهتر می دانند که توان رویارویی با آمریکا را ندارند. زیرا علاوه بر وضعیت سیاسی موجود، ارتش این کشور همواره توجه خود را معطوف به هند کرده و به همین دلیل بیشتر توان نیروهای خود را در این زمینه بکار گرفته است. همچنین آنها در جبهه های مختلف از جمله "سوات"، "وزیرستان جنوبی"، "وزیرستان شمالی"، "باجور"، "خیبر"، "آدم خیل" و "چارسده" با طالبان محلی درگیر است و هنوز مناطقی مانند "مهمند"، "جمرود" و "لندرکوتل" وجود دارند که طالبان و القاعده در آنها نفوذ کرده اند و ارتش نتوانسته علیه آنها عملیات کند. از سوی دیگر دولتمردان پاکستان بازی دوگانه ای را در ارتباط با طالبان در پیش گرفته اند و در اوج حملات نظامی آمریکا تمایل ندارند که دست به اقدامات تلافی جویانه بزنند. آنها راهی را بر میگزینند که با رایزنی و مذاکرات پشت پرده قابل حل باشد. تنها مقابله سران پاکستان با آمریکا ایجاد جنگ روانی و ندادن اطلاعات لازم به آنهاست. همانگونه که پیش از این در مقاله "انتخاب زرداری چه تاثیری بر روابط آمریکا و پاکستان می گذارد؟" ذکر کردم این دو کشور هیچگاه منافع خود را زیرپا نمی گذارند. آمریکا و پاکستان به یکدیگر نیاز دارند و حمله نظامی امریکا نمی تواند منجر به تغییر راهبردهای آنها شود و هرگونه تهدیدی از سوی پاکستان فقط برای فریب افکار عمومی است. پاکستان به حمایتهای مالی و نظامی آمریکا نیاز دارد تا از این طریق اقتصاد خود را سر و سامان دهد و بتواند از نظر نظامی جایگاه خود را در منطقه تحکیم کند. پاکستانیها با بازی موش و گربه ای که به راه انداخته اند به طالبان اجازه امکان فعالیت در کشورشان را می دهند تا از این طریق توجه غرب را به خود جلب کنند و از سوی دیگر هر چند وقت یکبار به مواضع طالبان حمله می کنند تا بتوانند رضایت آمریکا را به دست آورند. این گفته گیلانی "آمریکا حتی بدون حمایت پاکستان نمی تواند درباره جنگجویان در جنگ علیه تروریسم فکر کند، استراتژی دولت پاکستان در منطقه و هر جایی براساس منافع است و رییس جمهور ایالات متحده به حمایت پاکستان نیاز دارد" (14) را می توان در همین راستا تفسیر کرد. طبق توافقی که بین "بیت ا... محسود"، رهبر طالبان پاکستان و دولت این کشور صورت گرفت، محسود پذیرفت که از حمله به مواضع دولتی و تشکیل دولت موازی خودداری کند و به حاکمیت قانون و برقراری نظم و امنیت وفادار باشد، در مقابل دولت به او اجازه می دهد که در مناطق قبایلی حضور داشته باشد و هر اقدامی که می خواهد در خاک افغانستان انجام دهد. برهمین اساس است که آمریکا امنیت طالبان در پاکستان را موجب تشدید حملات تروریستی در افغانستان می داند. در حالی که ژنرال "اشفق پرویز کیانی"، فرمانده ارتش پاکستان، هرگونه توافق یا تفاهمی با نیروهای ائتلاف که به آنها اجازه دهد در داخل مرزهای پاکستان عملیات انجام دهند را رد می کند، اما "در ن، تحلیلگر موسسه استراتژیک بروکینگز در آمریکا از یک توافقنامه غیررسمی البان حمله می کنند تا بتوانند رضایت آمریکا را به دست آواستیفن کوهن"، تحلیلگر "موسسه استراتژیک بروکینگز در آمریکا" از یک توافقنامه غیررسمی بین نظامیان پاکستانی و آمریکایی پرده بر می دارد. "نیروهای آمریکایی با همکاری نیروهای پاکستانی می توانند وارد مناطق قبایلی شوند، اما مشکل در این است که نظامیان دو طرف به هم اعتمادی ندارند." (15) باتوجه به اینکه ارتش در ساختار سیاسی پاکستان نفوذ دارد و تاکنون 25 سال نظامیان در این کشور حکومت کردند، بنابراین استراتژی دولت پاکستان در قبال افراطگرایان براساس خواست ارتش تنظیم می شود. هرچند قبل از انتخابات پارلمانی، سران حزب مردم شعار مبارزه با تروریسم را می دادند، اما پس از انتخاب و تشکیل دولت، راه مذاکره را در پیش گرفتند. گزارش محرمانه ای که وزارت دفاع اسپانیا در این رابطه منتشر کرد جالب توجه است. "پخش این گزارش از رادیو اسپانیا حاکسیت که آی آس آی تروریستها را با مواد منفجره برای کشتن مقامات دولتی {افغانستان} آماده می کند." (16) بنابراین به خوبی می توان دریافت زنده نگه داشتن طالبان برای ارتش اهمیت دارد و "ارتش در هر صورت افراطگرایان را حفظ می کند، در سخت ترین شرایط و در بدترین شرایط". (17) منابع: 1- روزنامه 8 صبح، شماره 399، یکشنبه 7 میزان (مهر) 1387، چاپ افغانستان، عنوان مقاله: "پاکستان در دام خود گیر افتاده است"، نویسنده: "حمید روشن". 2- خبرگزاری جمهوری اسلامی، 6/7/87 به نقل از روزنامه آمریکایی لس آنجلس تایمز. 3- خبرگزاری جمهوری اسلامی، 25/6/1387 4- Geo - September 18, 2008: Addressing the media in Foreign Office here, Foreign Minister Qureshi said all countries should respect each other’s sovereignty. 5- شبکه اطلاع رسانی افغانستان. 6- سایت خبری، تحلیلی و انتقادی کابل پرس، شنبه 4 اکتبر 2008 7- nation: “In the last two weeks alone, over 600 Pakistani families have fled into Afghanistan,” the UNHCR said. “While the vast majority of them are living with their relatives and friends. 8- روزنامه راه نجات، شماره 983، دوشنبه 8 میزان (مهر) 1387، چاپ افغانستان، به نقل از روزنامه دیلی تلگراف. 9- خبرگزاری جمهوری اسلامی، 25/6/1387 در گفتگو با "زاهد حسين" تحليلگر سياسي. 10- خبرگزاری جمهوری اسلامی 6/7/1387 11- خبرگزاری جمهوری اسلامی 25/6/1387 12- سایت دیپلماسی ایرانی 24/6/1387 13- خبرگزاری فارس، 26/6/1387، به نقل از روزنامه انگلیسی گاردین. 14- Geo - October 02, 2008 US cannot even think about fighting the war against terrorism without support of Pakistan، pointed out that strategically Pakistan is a forntline state in the region and, whoever, becomes American president, willl need Paksitan's support. 15- هفته نامه مشارکت ملی، دوشنبه 1 میزان (مهر) 1387، چاپ افغانستان. 16- Quqnoos - 04 October 2008 - Tamim Hamid Broadcast on Spanish radio, the report said the ISI provides terrorists in Pakistan with explosive material and hand picks governmental targets for the terrorists to eliminate. 17- روزنامه 8 صبح، شماره 399، یکشنبه 7 میزان (مهر) 1387، چاپ افغانستان، عنوان مقاله: "پاکستان در دام خود گیر افتاده است"، نویسنده: "حمید روشن".
* دانشجوی روابط دیپلماتیک
كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است